|
نوشته شده توسط مدیر ارشد سایت
|
|
پنجشنبه ، 31 شهریور 1390 ، 12:09 |
|
کپیهایی که هیچوقت برابر اصل نمیشوند
الگو برداری یا کپی ؟
الگو برداری یکی از اصول و روشهای شروع کار است. یعنی شما افراد و فعالیتهای مختلفی را در نظر میگیرید و مسیری که آنها رفته اند را بررسی میکنید. بخشی از این فعالیتها و خصوصیات را انتخاب میکنید و مانند یک منبع الهام از آن استفاده میکنید. این اتفاق خوبیست! همین اتفاق که ما برای شروع یک کار زمینههای متفاوت کاری و اشخاص اجرایی در آن حوزه را بشناسیم و وجههای مختلف آن را بررسی نماییم. وضعیت موجود خودمان را با آنچه نیاز است تطبیق دهیم. نقشه راه را ترسیم کنیم. اما در کپی برداری شرایط به گونه دیگری است. یک دستگاه کپی را در نظر بگیرید. چقدر روی صفحه ای که قرار است کپی کند فکر می کند؟ چقدر برایش مهم است متن مورد کپی درست و اصولی باشد؟ حتی تفاوت میان کاغذ سفید و دستنوشته را نمی داند. هر چه را تحویلش دهی ، همان را باز پس می گیری. کپی برداری تنها عملکرد یک ماشین است. بسیاری از افراد در زمینههای مختلف اقدام به کپی برداری می کنند. این کپی میتواند از یک برنامهی نرم افزاری، روش مدیریتی، نقشهی دستگاه، پروژههای عمرانی، نحوهی صحبت و تکیه کلامها و... باشد.
هر الگو نقشهای دارد
نقشه یک الگوست. ما برای سریع رسیدن به مقصد از الگویی به نام نقشه استفاده میکنیم. در کارهای مختلف نیز هرکس نقشهی اختصاصی خودش را دارد. استفاده از نقشهی آماده، تمام مشکلات ما را در رسیدن به مقصد حل نمیکند اما یکی از نیازهای اصلی محسوب می شود. زیرا ما باید بدانیم کجا هستیم؟ می خواهیم به کجا برویم ؟ جهتهای جغرافیایی به چه صورت است؟ مقیاس نقشه چیست؟ و... . در الگو برداری نیز هر چقدر الگو مناسب و کامل تر باشد، بدون شک بهتر است اما برای اشراف بیشتر بر ساختار اجرایی الگو و نهایتا برداشتن گام اول ، اطلاعات مقدماتی در حوزه موضوع مورد نظر است که با دانستن آن ، می توانیم به درستی فکر کرده، تصمیم گیری کنیم و حرکت نماییم. بعد از اینکه یک الگوی درست پیدا کردیم و جهت فکری مناسب را یافتیم، الگو برداری میتواند به شیوهی صحیح خودش نزدیک شود. اما الگو برداری از کجا آغاز میشود و در کجا پایان میپذیرد؟ شاید در نگاه اول، مرز بین کپی و الگو برداری بسیار کم باشد، اما مراحل بعدی است که دنیای اینها را از یکدیگر متمایز میکند. مرحلهی بعد از انتخاب الگو، تحلیل و بررسی است. بعد از تحلیل الگو، نیاز به برنامهریزی، بازبینی و بازرسی داریم. همزمان با طی کردن این مراحل باید ایدههای نو و تصمیمهای جدید نیز با الگو تلفیق شود. تا جنس دیگری از موضوعی ایجاد شود. موضوعی که خطاهای گذشته را رفع کرده و دامنهی عملکرد آن را گسترش دهد.
کپی ناپذیری
یکی از مشکلات عمده که در سرمایه گذاری توسط بنگاه های اقتصادی مختلف بروز می یابد، کپی کردن بدون تغییر و همسان سازی شده روش ها و فعالیت هایی است که در دیگر بنگاه های اقتصادی انجام شده است. این کپی برداری باعث میشود، زوایای پنهان و پوشیدهی یک مکانیزم به مکانیزم مورد کپی انتقال پیدا نکند. آن وقت نقطههای کور اقتصادی ای ایجاد میشود که موجب سقوط و زیان در سرمایه گذاری میگردد. کپی ناپذیری یکی از ترفندهایی است که مکانیزم ها با توجه به نوع فعالیتهایشان اتخاذ کرده و مانع از کپی شدن نقاط کور در فرآیند میشود. اینگونه یک مکانیزم صحیح نمونهی مشابه دیگری نخواهد داشت. برخی توصیه می کنند که کپی کردن از یک ایده خاص ، به مثابه اختراع دوباره چرخ است و معتقدند افرادی که اقدام به کپی برداری از یک مکانیزم در حال کار انجام می دهند ، وقت ، سرمایه و انرژی خود را باید صرف موضوعی کنند که یا به بهبود آن فرآیند اجرا شده کمک کرده یا جهشی به خصوص در آن ایجاد کرده باشد. کیمیا نیز یک مکانیزم کپی ناپذیر است. ما در کیمیا، ایدههای مختلف سرمایهگذاری را جمع کرده و مراحل مختلف الگو برداری از قبیل بازبینی، خطایابی، بررسیهای چند جانبه، افزودن ایدههای نو و... را طی کرده ایم. یکی از ایدههایی که تمایز بین این روش سرمایهگذاری با دیگر مجموعه ها محسوب میشود، نداشتن قابلیت کپی است. منظور این نیست که کسی قادر به انجام این کپی نیست ، بلکه معتقدیم اگر کسی با شناخت قبلی از فرآیند سرمایه گذاری در کیمیا ، باز هم به فکر کپی برداری از این مکانیزم بی افتد ، مفهوم این است که هنوز به کیمیا اشراف کاملی پیدا نکرده است. به طور قطع هر فردی برای کار خود تکنیک هایی را در نظر می گیرد تا به عنوان فوت و فن شغلی با هدف افزایش فروش محصول ، جذب مشتری بیشتر ، صادرات محصول و ... به کار گیرد. باید پذیرفت همه الگوها برای همه افراد قابل استفاده نیستند. پارامترهای بسیاری برای پیاده سازی موفق یک الگو یا کپی مورد نیاز است. کیمیا نیز به پشتوانه بیش از 5 سال تحقیق و برنامه ریزی و مشاوره ، اقدام به طراحی مکانیزمی در ساخت آپارتمان های مسکونی نمود که ثمره آن پس از اجرایی کردن طرح ، تا کنون نشان از موفقیت و سربلندی در برابر اعتماد سرمایه گذاران داشته است. بی شک فرآیند خود اصلاحی نیز در این بین کمک شایانی به بهبود روش ها نموده است. سخن آخر اینکه به جای اختراع دوباره تلفن ، آن هم از روش کپی برداری از گراهام بل ، بهتر نیست فکرمان را در زمینه دیگری به کار بندیم....؟؟؟؟
|
آخرین بروز رسانی مطلب در دوشنبه ، 10 بهمن 1390 ، 13:30
بازدیدها: 112
|